چند ماه پیش آمدند و در جایی که محل کار اکثریت دانشجو های دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه آلبرتاست نقشه ای از جهان قرار دادند و گفتند هر کسی از هر جای دنیا که آمده، یک سوزن روی این نقشه فرو کند که ببینیم گستره دانشجوها از کجاست. چیزی از همان ابتدا عیان بود این بود که ۸۰ درصد دانشجوها از خاورند. بخصوص از چین و هند و ایران. و بخصوص ایران!!
کلا فضای همه دانشکده های مهندسی همین طور است. دانشجو از این سه کشور است مگر اینکه خلافش ثابت شود! رشته مهندسی شیمی هم که دیگر جای خود را دارد. به قول دوستان زبان دوم دانشکده فارسی است. مثلا سال ۲۰۰۹ که ما وارد شدیم از مجموع ۸۷ دانشجوی کارشناسی ارشد و دکترا ۲۰-۲۵ نفر ایرانی بودند.
میان نوشت: جسارتا لطفا سرتان را به نشانه حسرت تکان ندهید. چون:
یک- کلیشه ی معروف: اطلب العلم حتی بالسین!
دو- به قول رضا امیرخانی، این فرآیند نشت نشاست نه فرار مغزها!
سه- کسی بدش نیاید ولی ایران می ماندند که چه؟! این همه دانشجو تولید کرده ایم مثل مرغداری! چه توفیری کرد؟! این ها هم مثل بقیه بیکار بودند!
چهار- کسی بدش نیاید ولی اینجا که آمدم فهمیدم اینکه هی در ایران میگویند فرار مغزها، فرار مغرها، خیلی هایش حرص و جوش بیخود است. بنده شخصا یک لقمه مغز گوسفند را ترجیح می دهم به بعضی از به اصطلاح مغزهایی که اینجا هستند!
پنج- کسی بدش نیاید ولی لطفا بروید و جلوی آن لولوی سارقی که ممه را ربود به نشانه تاسف سر تکان دهید نه اینجا!
بگذریم. صحبت از این نقشه کذایی بود. ما هم رفتیم یک سوزن زدیم در قلب اصفهان به رسم یادبود. هر روز سوزن های ایران بیشتر و بیشتر می شد. تا حدی که نقشه به مرز پارگی رسید!! مثلا تعداد دانشجویانی که از اصفهان بودند بیشتر از دانشجویان خود شهر ادمونتون بود!! یک روز گفتم عکسی بگیرم و در وبلاگ بگذارم که شما هم لذت ببرید. یا تاسف بخورید! خوب شد که این کار را کردم. چرا؟! چون یک روز صبح آمدیم و دیدیم که تعداد سوزن های ایران به طرز عجیبی در یک مدت زمان کوتاه زیاد شده! از نقشه دست کاری شده هم عکس گرفتم. نمی دانم آثار جرم مشخص است یا نه ولی خودتان مشاهده کنید تفاوت این دو عکس را:
عکس اول:
![]()
عکس دوم:
![]()
نمی دانم طرف غیرت ملی اش گل کرده؟ یا وظیفه شرعی اش؟! چیزی که مشخص است این است که عمده دانشجوهای ایرانی اینجا از شهرهای بزرگ کشورند و اکثرا هم از تهران. حالا این بابا آمده و سوزن زده وسط کویر لوت!! باور کنید زده ها! آخه مرد حسابی کدام موجود زنده ای از کویر لوت زنده بیرون آمده که تو دومی اش باشی؟! وسط خلیج فارس هم زده بود. احتمالا رفیقمان مدتی کوسه بوده! کلا طرف تمام گستره ایران را پوشش داده بود.
آدم نمی داند چه بگوید جلو این خارجی ها. کلا ما ایرانی ها در این جور کارها که کمیت عامل تعیین کننده است، خیلی قوی عمل می کنیم! مثل قضیه خلیج فارس و خلیج جعلی ع.ر.ب.ی. یا قضیه شخصیت سال مجله تایمز. یا این قضیه اخیر امتیاز دادن به فیلم "جدایی نادر از سیمین" در سایت IMDB . یا اینکه کریم باقری و فرهاد مجیدی بشوند محبوب ترین بازیکن سال دنیا! یعنی یک کاری میکنیم که دست اندرکاران عرصه بین المللی لعنت بفرستند بر پدر و مادر هرچه نظرخواهی و دموکراسی است! کسی بدش نیاید ولی خلاصه این که واقعا که خیلی...! آره، خیلی...!
![]()
