پیش نوشت: این نوشته برداشت آزاد است. خواننده آزاد است هر برداشتی که می خواهد داشته باشد. ولی لطفا سعی نکنید ذهن نویسنده را بخوانید و به این و آن ارتباطش بدهید. حتی شما دوست عزیز! نویسنده هرگونه ارتباط این نوشته با اشخاص حقیقی را قویا تکذیب می کند!


بچه تر که بودیم، دوران دبستان و این ها، یک سری پاکن هایی بود که یک طرفش قرمز بود و یک طرفش آبی. بهشان می گفتند پاک کن جوهری. طرف قرمزش پاکن کن عادی بود. یعنی برای مداد. خیلی تعریفی نداشت ولی خوب، کارش را انجام می داد حداقل. طرف آبی اش ولی یعنی برای پاک کردن خودکار بود. خیلی زمخت بود. انگار که تویش سمباده کرده بودند. بچه های بیچاره هم با کلی ذوق و شوق به امید اینکه این پاک کن دوکاره است و هم مداد را پاک می کند و هم خودکار می خریدندش. ولی ما که ندیدیم و به یاد نداریم که حتی یکبار توانسته باشیم خودکار را با این پاکن کن ها پاک کنیم. آنقدر زمخت بود که فقط کاغذ را می سایید و پاره می کرد. بعضی ها از خودشان ایده در کرده بودند که اگر اول پاک کن را خیس کنی (معمولا با تف!) و بعد بکشی، خودکار را پاک می کند ولی این راه هم بیشتر از اینکه جواب بدهد معمولا بیشتر گند می زد و تازه مرکب خودکار را پخش هم می کرد و چه بسا آدم مجبور می شد به بدبختی بیفتد و همه ی مشق آن صفحه را از اول بنویسد. تازه اگر روی آن طرف برگه ی دفتر هم نوشته بودی که هیچ، باید دو صفحه مشق را از اول می نوشتی. همه اش بخاطر یک پاک کن مزخرف که کاری که ادعا می کرد را نمی توانست انجام بدهد!

حالا که بزرگتر شده ایم، فهمیدیم که بعضی از آدم ها هم مثل این پاک کن ها هستند. روی اعصاب. اصرار دارند که این راه خودشان درست است. اصرار دارند که فلانند و بهمان. هرچه حنجره پاره کنی که برادر من! گوش کن! آرام برو! فکر کن...! فایده ای ندارد. ادعا می کنند که می توانند خودکار را پاک کنند. گوششان هم بدهکار نیست. آخرش هم غیر از اینکه کاغذ را پاره کنند هیچ کار دیگری نمی کنند. هرچه بگویی که برادرم آن طرف قرمزت مداد را پاک می کند حداقل. شما همان مداد را پاک کن. خودکار را بی خیال شو. باز می گویند که خیر ما باید خودکار را پاک کنیم...آخرش هم کاغذ را می سایند و پاره می کنند. آن ها که خیالشان نیست. پاک کن هستند. کاغذ پاره شود که دخلی به آن ها ندارد. نهایتش یک تاسف می خورند و می گویند که کاغذ ضعیف بوده که پاره شده! این کاغد پاره شد، می روند سراغ نوشته ای دیگر و کاغدی دیگر. و آن وقت ما می مانیم و مشق های دو صفحه که دوباره باید از اول بنویسیم...


پی نوشت: در این روزهای گذشته خبر ازدواج سه تن از دوستان نزدیکمان واصل شد که باعث خوشحالی بی حد و حصرمان گردید. انشاالله که خوشبخت بشوند.
نوشته شده توسط علیرضا در ساعت 6:59 | لینک  |