تا به حال چنین نکرده ام و چنین نخواسته ام و چنین ننوشته ام. اما این را می نویسم برای اینکه ثبت شود. برای اینکه شاید بعدها بیایم و بیایید و بیایند بخوانند.
خدایا، تو بهترین قضاوت کنندگانی. برای اولین بار در زندگی ام، کسانی را به تو واگذار می کنم. خودت قضاوت کن. شاهد من چیزی نیست جز دلی که امشب شکستندش؛ وکیلم چیزی نیست جز اشک و بغضی که امشب باعثش شدند و گواهم چیزی نیست جز اعتمادی که امشب سلبش کردند...
این چند خط خیلی خاص است. می دانم. چون برای توست. چون لرزش صدای امشبم هم خیلی خاص بود...خدایا تو می دانی و آن ها. خودت جوابشان را بده...
والسلام.
سید علیرضا
ادمونتون- نیمه شب پانزدهم فوریه دو هزار و چهارده
پی نوشت: بعد از نوشتن این پست با پیام ها و ایمیل های اقوام و دوستان در ایران مواجه شدم که ابراز نگرانی کرده بودند. خواستم اعلام کنم که جای نگرانی نیست. ما در صحت کامل هستیم و الحمدلله همه چیز عالی است. ممنون از اینکه به یاد ما هستید.
