<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هیچ و کوچ ، خاطرات تحصیل در کانادا</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com</link>
<description>خاطرات تحصیل در کانادا</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 03 May 2012 21:25:33 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>هفتمین سال</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com/post-118.aspx</link>
<description>نعمتِ بوسیدنِ دستِ پدر و مادر از آن نعمت هایی است که وقتی از دست آدم می رود، تازه قدرش را می داند. این ایام هفتمین سالگرد درگذشت مرحومِ پدر بزرگوارم است. &lt;A href=&quot;http://www.hichokuch.blogfa.com/post-60.aspx&quot; target=_blank&gt;پنجمین&lt;/A&gt; و &lt;A href=&quot;http://www.hichokuch.blogfa.com/post-100.aspx&quot; target=_blank&gt;ششمین&lt;/A&gt; سالگردشان را هم در کانادا بوده ام. و امسال هفت سال از صبحِ ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۴ می گذرد و هفت سال است که از نعمت بوسیدن دست پدر محرومم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این هفتمین سال هم مثل همه روزها و لحظاتِ قبلش، سرشار از احساسِ افتخار بود بابت داشتن چنین پدری. احساس مدیون بودن. گاهی وقت ها این حس خودش را خیلی بیشتر نشان می دهد. مثلِ چند ماه پیش، در جریان ازدواج کردنم. گرچه گاهی همراه است با احساس خلاء مشورتی در تصمیم گیری های سرنوشت ساز زندگی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شکایتی نیست از محضرِ حضرت باری تعالی، که همه ی زندگی ام نیست جز لطفِ بی کرانِ حضرت حق. شکرگزار درگاهش هستم بابتِ مادرِ بزرگواری که هرچه دارم و به هرکجا که رسیده ام از وجود پربرکت و مهربانِ ایشان است. سپاس ذاتِ اقدسِ الهی را بابتِ نعمتِ بوسیدنِ دستانِ مادر...&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://inlinethumb37.webshots.com/50276/2452002860105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 03 May 2012 21:25:33 GMT</pubDate>
<dc:creator>hichokuch</dc:creator>
<guid>http://hichokuch.blogfa.com/post-118.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هر بار ب و س ی د ن چقدر کالری مصرف می کند؟!</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com/post-117.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پیش نوشت:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; وبلاگ نویسی شده است خون رگمان. این مدت که کمتر می نویسم انگار خون کمتری در رگ هایم روان است. تاهل و دکتری و اسباب کشی و امتحان و این ها همه کم تاثیرند روی کمتر نوشتنم. مشکل از خشک شدن مرکب قلممان است...&lt;/FONT&gt; 
&lt;HR&gt;
اینکه دغدغه یک جامعه چیست را می شود از گفتگوهای روزمره مردمش و تیتر رسانه هایش فهمید. این دو سال و هشت ماهی که در بلاد کانادا روزگار گذرانده ایم، بعضی چیزها دست گیرمان شده است. بخش زیادی از گفتگوهای جوان ترهایشان، بحث در مورد بازی های کامپیوتری است و خواننده ها و فیلم ها. یعنی هم صحبت که می شویم، کمتر پیش می آید بحثی در میان باشد که در آن سلیقه مشترک داشته باشیم. یکی از آخرین هایش صحبتی بود پیرامون یکی از این شخصیت های کارتونی. از این آدم ـ روبات فضایی ها که از هر جایشان یک سیخی چیزی در می آید و با موجودات خبیث می جنگند. آدم چه بگوید وقتی یک جوان ۲۵-۲۶ ساله، از یک کشور توسعه یافته ی جهان اولی، با شور و حرارت برایت توضیح می دهد از یک آدم ـ روباتی که از هر جای بدنش یک سیخی چیزی در می آید؟! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مثلا این سایت &lt;A href=&quot;http://yahoo.ca/&quot; target=_blank&gt;Yahoo.ca&lt;/A&gt;. اکثر اوقات تیتر اولش یک مسئله ی مضحکِ مزخرف است که اگر این خبر در اخبارِ نیمه شبِ رادیوی استانیِ ناکجا آبادِ ایران پخش شود، فردا صبحش، ساعتِ پنجِ صبح، یک عده کفن پوش، پلاکارد به دست، از دیوار مقر سازمان ملل در تهران بالا می روند! این هم دو نمونه از خبرهای یاهو:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هربار ب و س ی د ن چقدر کالری مصرف می کند؟ (عکس از یاهو است. باور کنید. بالایش را به ناچار سانسور کرده ایم!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://inlinethumb05.webshots.com/49028/2161216530105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مردها چه نوع  م ا ی و ی  ز ن ا ن ه ا ی را بیشتر ترجیح می دهند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://inlinethumb54.webshots.com/45685/2107052130105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یا &lt;A href=&quot;http://metronews.ca/scene/103698/finally-angelina-jolie-brad-pitt-get-engaged/&quot; target=_blank&gt;این یکی&lt;/A&gt;. بالاخره Brad Pitt و Angelina Jolie، بعد از ۷ سال زندگی مشترک و به دنیا آوردن سه بچه و به سرپرستی قبول کردن سه بچه دیگر تصمیم گرفته اند که نامزد بشوند! تازه معلوم نیست که کی ازدواج بکنند! در خبرها آمده که حلقه نامزدی که آقای Pitt برای دوشیزه Jolie سفارش داده دویست و پنجاه هزار دلار قیمت دارد. تازه نوشته که بچه هایشان هم خیلی خوشحالند که پدر و مادرشان قرار است نامزد بشوند! خوش به حال بچه هایشان!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این ها را به عنوان بدی نمی گویم. مراد بیان تفاوت هاست. این که یک طرف صحبت دلارِ دو هزار تومن است و ارز دانشجویی و سکه و سیاست و یارانه و تحریم؛ و یک طرف بحث آدم-ربات است و مقدار کالری مصرفی در  ب و س ی د ن و   م ا ی و ی   ز ن ا ن ه ی مطلوب آقایان و نامزدی آقا و خانمِ مجموعاً ۸۴ ساله  با شش عدد بچه ی قد و نیم قد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتم؛ این ها صرفا تفاوت است. بد گفتن غَرَض نیست. جوان ۱۸ ساله ی غربی توانایی هایی دارد که منِ ۲۵ ساله ی شرقی ندارم و حسرتش را می خورم. Angelina Jolie یِ ۳۶ ساله ی بی ادعای تازه Engaged شده، آنقدر کار خیر کرده است که پیرمرد ۸۰ ساله ی پرادعای مسجد برو یِ ما نکرده. همان پیرمردی  که مدام حدیث نبوی &quot;النّکاحُ سُنّتی&quot; را می زند توی سرِ جوانِ بی کارِ بی پولِ با هزار فکر و دل مشغولی. همان جوانی که صبح که سرش را از روی بالش بر می دارد، دغدغه اش نان شبَ ش است. نه فکر می کند که هربار ب و س ی د ن چقدر کالری مصرف می کند نه اینکه چه مدل ب ی ک ی ن ی ای مطلوبش است. اصلا نمی داند ب ی ک ی ن ی چیست که به مدلش فکر بکند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تازه گاهی وقت ها، این جوانِ بی کارِ پولِ با هزار فکر و دل مشغولی، بعد از این همه فکر و ذکر، نانِ شبَ ش جور نمی شود. آن وقت حتی در خواب هم فکر نمی کند که هر بار ب و س ی د ن چقدر کالری مصرف می کند. ب ی ک ی ن ی که پیش کش! اصلا نمی داند ب ی ک ی ن ی چیست که بخواهد خوابش را ببیند! 
&lt;HR&gt;
&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پی نوشت ۱:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; نسخه رادیویی دو مطلب قبل، &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http:///&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;خسرو میرزا نابیناست، اما هنوز زنده است...&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;&quot; را از رادیو &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.gahshenood.com/?p=1943&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;گاه شنود&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt; بشنوید.&lt;/FONT&gt; 
&lt;HR&gt;
&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشت ۲:&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;افرادی که بی نام و نشان، نظر خصوصی می دهند و حقیر را وصله می کنند به بعضی از طرز فکرها، بهتر است خصوصی نظر ندهند که جا برای&lt;/FONT&gt; پاسخ دادن هم برای نویسنده بگذارند.&lt;/FONT&gt; </description>
<pubDate>Thu, 19 Apr 2012 22:11:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>hichokuch</dc:creator>
<guid>http://hichokuch.blogfa.com/post-117.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رنگ و بوی لطف و کرامت</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;قدیم ترین نوروز و هفت سینی که به طور مشخص، نه محو و ابری، در خاطره ام مانده است، نوروز ۱۳۷۱است. بیست سال پیش. زمانی که تقریبا پنج سال داشتم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این بیست نوروز بعدش را با تمام وجود دوست دارم. چرا که همه شان رنگ و بوی طراوت و شادی و تازگی داشته اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نوروزِ یک هزار و سیصد و نود و یک اما چیزِ دیگری است. رنگش از لطفِ بی کرانِ حضرتِ حق است و بویش از کرامتِ بی حد و حصرش...چه می توان کرد جز تَسبیح و تحمیدِ حضرتِ باری تعالی...؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;نوروزتان مبارک!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://inlinethumb53.webshots.com/48436/2554182790105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشت:&lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt; این هم سفره هفت سین امسال ما:&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://inlinethumb62.webshots.com/50557/2415260490105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Mar 2012 19:37:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>hichokuch</dc:creator>
<guid>http://hichokuch.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خسرو میرزا نابیناست، اما هنوز زنده است...</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com/post-115.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;خسرو میرزا. پسر عباس میرزا نایب السلطنه ی فتحعلی شاه قاجار. ۱۸ سالش که بود، فرستادندش سن پترزبورگ. سال ۱۲۴۵ه.ق. برای عرض معذرت خدمت تزار نیکلای یکم. بابت کشته شدن و مثله شدنِ دیپلمات روس، الکساندر گریبایدف، در سفارت خانه روسیه در تهران. بدست یک عده خود جوشنده ی جوگیرِ نادان. فتحعلی شاه نوه اش خسرو میرزا را فرستاد تا آرام کند تزار نیکلای یکم را. تا نکند بعد از گلستان و ترکمانچای، جنگ و قرارداد سوم دیگری‌ به کشور تحمیل شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خسرو میرزا با کاروانی از همراهان راهی‌ همسایه ی شمالی شد. سفری که یک سال به طول انجامید. امیرکبیر ۲۲ ساله هم او را همراهی می کرد. خیلی‌‌ها بعضی‌ از خدمات امیرکبیر در ۴۰ سال بعد را ناشی‌ از تاثیرات این سفر می‌دانند. الماس شاه هم همراه با خسرو میرزا به بلاد روس فرستاده شد. الماسی که یادگار فتوحاتِ هند نادر شاه افشار بود. به عنوان پیشکشِ پادشاه ایران، سایه خداوند در زمین، به تزار نیکلای یکم. تا آرام کند خون جوشیده ی روس ها را. بدبخت فتحعلی شاه! تازه سه سال پیش داده بود روی الماس حک کرده بودند: سلطانِ صاحبقران، فتحعلی شاه قاجار، ۱۲۴۲. خبر نداشت که باید دل بکند از الماس عزیزش بخاطر حماقت یک عده خود جوشنده ی جوگیرِ نادان.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سه سال بعد عباس میرزا، پدر خسرو میرزا، از دنیا رفت. سال ۱۲۴۸ ه.ق. دفنش کردند در مشهد. حرم حضرت امام رضا(ع). برادرِ خسرو میرزا، یعنی‌ محمد میرزا نایب السلطنه شد. قائم مقام فراهانی خسرو میرزا را به زندان انداخت که نکند پایه‌های نایب السلطنگی محمد میرزا سست بشود. به زندانش  انداختند. مثل آب خوردن.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دو سال بعد از آن، فتحعلی شاه جان سپرد. سال  ۱۲۵۰ ه.ق. دفنش کردند در قم. حرم حضرت معصومه(ع). خسرو میرزا زندانیست. اما هنوز زنده است...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;محمد میرزا شد محمد شاه. سایه خداوند بر زمین. قائم مقام فراهانی دستور داد که کور کنند خسرو میرزا و برادرانش جهانگیر میرزا، احمدمیرزا و مصطفی قلی میرزا را. مثل آب خوردن. تا نکند خیال توطئه به سرشان بزند. خسرو میرزا نابیناست. اما هنوز زنده است...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک سال بعد محمد شاه نسبت به قائم مقام فراهانی بدبین شد. سال ۱۲۵۱ ه.ق. دستور داد خفه‌اش کردند. در زیرزمین عمارت دلگشا در باغ نگارستان طهران. مثل آب خوردن. دفنش کردند در شهر ری. حرم حضرت شاه عبدالعظیم(ع). خسرو میرزا نابیناست. اما هنوز زنده است...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سیزده سال بعد محمد شاه درگذشت. سال ۱۲۶۴ ه.ق. بر اثر بیماری نقرس ناشی‌ از مصرف بالای پروتئین! دفنش کردند در قم. حرم حضرت معصومه(ع). ناصر الدین میرزا شد ناصر الدین شاه. سایه خداوند بر زمین. خسرو میرزا نابیناست. اما هنوز زنده است...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چهار سال بعد ناصر الدین شاه نسبت به امیرکیر بدبین شد. سال ۱۲۶۸ ه.ق. دستور به قتلش داد. در حمام فین کاشان. مثل آب خوردن. دفنش کردند در کربلا. حرم حضرت امام حسین(ع). خسرو میرزا نابیناست. اما هنوز زنده است...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سه سال بعد تزار نیکلای یکم از دنیا رفت. سال ۱۲۷۱ ه.ق. در نبرد کریمه با فرانس و بریتانیا و عثمانی. سرما خورده بود و زیر بار استراحت کردن نمی رفت و پیوسته می جنگید. آنقدر که ذات الریه گرفت و مُرد. تزار نیکلای یکم در وقت مرگش به الماس شاه، هدیه فتحعلی شاه قاجار، سایه خداوند بر زمین، فکر نمی کرد. چه برسد به اینکه فکر کند این پیشکش، ۱۸۳ سال بعد از آن، در موزه کاخ کرملین مسکو، در معرض نمایش باشد. با همان نوشته حک شده بر رویش: سلطان صاحبقران، فتحعلی شاه قاجار، ۱۲۴۲.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;فتحعلی شاه می گوید: ما اگر دوباره زنده شویم و برگردیم به کاخ عزیزمان و دوباره بشویم سایه خداوند بر زمین و الماس شاه عزیزمان را از سن پطرزبورغ برایمان پس بیاورند، امر می فرماییم که با تیشه ای از جنس استخوان های پوسیده ی همه سلاطین و سیاست مداران و محبین جاه و مقام و به رنگ خون همه کسانی که مثل آب خوردن زندانی شدند و کور شدند و خفه شدند و کشته شدند، حک کنند بر روی آن:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&quot;خسرو میرزا نابیناست، اما هنوز زنده است...&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://inlinethumb32.webshots.com/48863/2550248330105270547S500x500Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;الماس شاه در موزه کرملین(&lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://en.rian.ru/photolents/20100408/158464903_2.html&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;منبع عکس)&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt; 
&lt;HR&gt;
&lt;FONT size=1&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پی نوشت ۱:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; مطالب بالا مستند است به اطلاعات شخصی حقیر و تارنمای کریمه ی &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://wikipedia.org/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;Wikipedia&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt;. 
&lt;HR&gt;
&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پی نوشت ۲:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; صحنه عذر خواهی خسرو میرزا از تزار نیکلای یکم در  &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.youtube.com/watch?v=2WSTTKHTpps&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;این فیلم&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT size=1&gt; به نمایش درآمده. دقیقه ۵۹. جالب است ببینید.&lt;/FONT&gt; 
&lt;HR&gt;
&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پی نوشت ۳:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; در آن ایام به هر ۳۰ سال، یک قران می گفته اند. بنابراین پادشاهی که بیش از سی سال سلطنت می کرد، می شد صاحبقران.&lt;/FONT&gt; </description>
<pubDate>Fri, 17 Feb 2012 22:21:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>hichokuch</dc:creator>
<guid>http://hichokuch.blogfa.com/post-115.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گسسته نویسی</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com/post-114.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;دستمالی بر می دارم که پاک کنم خاک های بنشسته بر صورت هیچ و کوچ َم را. خاک هایی که نشسته اند در این ۵۰ روز. ۵۰ روزی که پربارترین و زیباترین و شیرین ترین روزهای زندگی ام بوده اند. روزهایی همراه با حس رضایت. رضایت از اینکه از وقتت نهایت استفاده را می کنی. رضایت از لحظه لحظه زندگی ات و رضایت از انتخابت&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=EN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;عذر می خواهم از خوانندگان عزیز بابت این همه تاخیر. الان که می نویسم، نشسته ام بر صندلی هواپیما. دوحه به مونترال. هنوز راه نیفتاده. یک پرواز نفس گیر ۱۳ ساعته. اصفهان به تهران. تهران به دوحه. دوحه به مونترال. مونترال به ادمونتون. کلا تقریبا ۴۰ ساعتی طول می کشد. خدا بخیر بگذراند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;سه ماه و اندی را در ایران گذراندم. با همان اوصاف بالا. سخت است شروع کردن دوباره ی درس و مشق و &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=EN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;research&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;. آن هم با این وضعیتی که نه متاهل حساب می شوی و نه مجرد. دفعه های قبلی اگر قصد غربت می کردی، می دانستی مجردی. اما حالا خودت هم نمی دانی که مجردی یا متاهل؟ این دوران مثل برزخ می ماند. چیزی میان دنیا وآخرت! توکل به خدا. لا حول و لا قوه الا بالله.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;قطر ایرویز پذبرایی و سرویس دهی داخل هواپیمایش خیلی عالیست. فقط سه مساله به نظر من آمد. یکی اینکه فرودگاه دوحه خیلی بیخود است. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=EN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;Jetway&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3 face=Calibri&gt;&lt;FONT size=3 face=Calibri&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT size=2 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt; ندارد و ملت را با اتوبوس جابجا می کنند. اتوبوسشان هم به تعداد کافی نیست. ما که امروز سر همین مساله یک ساعت و چهل دقیقه تاخیر خوردیم. البته با سرعت وحشتناکی فرودگاه و شرکت قطرایرویز در حال رشد هستند. مساله بعدی این است که نصف بیشتر هواپیما در مسیر مونترال به دوحه هندی و پاکستانی هستند. ما شاا... خیلی بچه دارند. علاوه بر سر وصدای بچه ها، بزرگترهایشان هم خیلی شلوغ می کنند. غیر از این دو، طولانی بودن پرواز دوحه به مونترال هم خودش مساله ای است. ولی در مجموع به نظر من بهتر است از همه مسیرها و شرکت هایی که تا الان آمده ام. تازه قرار است مسیر دوحه به اصفهان هم به زودی راه بیفتد. که در این صورت بهترین انتخاب است برای ما.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=2 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;طبق پیش بینی آب و هوای کانادا در این هفته خیلی ناجور است. برعکس بقیه زمستان که طبق شنیده ها خیلی خوب بوده و هوای ادمونتون از ۳- و ۴- کمتر نشده. خلاصه اینکه ادمونتون قرار است یک خوش آمد بدقواره به ما بگوید! این هم نمودارش:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://inlinethumb61.webshots.com/17340/2602614970105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=2 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این سه ماه و اندی که در ایران بودم، پی به یک چیزی بردم. این که شهرداری اصفهان به تازگی دسترسی پیدا کرده به یک منبع عظیم مجانی کود حیوانی! کلا این مدت اکثر خیابان ها معطر بودند. یعنی اینطور بگویم که تمام خاطرات دوران عقدمان همراه با بوی کود حیوانی در ذهنمان ثبت شده است!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=2 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;به لطف خدا امسال بعد از سه سال محرم و صفر در ایران بودم. از این حیث نعمت در ایران خیلی زیاد است. البته یک چیزی که من حس کردم این بود که گرچه کمیت مجالس عزاداری امام حسین خیلی بیشتر شده اما کیفیت پایین آمده. منظورم از کیفیت خلوص مجلس است. مثلا بعضی از مجلس ها خیلی جهت گیری سیاسی دارند. آدم حس می کند زورکی باورهایشان را به خورد مخاطبشان می دهند. این بود که ترجیح می دادم در مجالس کوچک تر و خانگی بیشتر شرکت کنم. یعنی وقتی وارد اینجور مجالس می شدم، بیشتر به دلم می نشست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=2 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;دوبار دعوت شدیم مشهد. یکبار مجردی و یکبار متاهلی. یکبار با مادر و یکبار با همسر. یکباربرای خواستن و یکبار برای تشکر. مشهد واقعا نعمتی است. قدرش را نمی دانیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=2 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;این مدت که ایران بودم شاید به بیش از ۳۰ نفر مشاوره دادم. برای پذیرش گرفتن و مهاجرت و این ها. تلفنی و ایمیلی و حضوری. خوشحال می شدم که می توانستم کمکی بکنم و از نگرانی هایشان بکاهم. کلا رشد فزاینده ای پیدا کرده این مساله مهاجرت. و این اصلا خوب نیست. نه فقط برای تحصیل. برای زندگی. برای کار. منشاش هم مشخص است. فضای پرتنش و بسته ی جامعه. اقتصاد نابسامان. سیاست نامتعادل.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=right&gt;&lt;FONT size=2 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;نام کانادا در ذهن مردم همراه شده با چند کلمه: اختلاس، عشق و حال، دزد، پول و خوشبختی.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2 face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;الان که جدید می کنم برگشته ام به ادمونتون. دوستان ایرانی و خارجی لطف دارند و مرتب تبریک می گویند. نخستین سوال همه هم این است: کی از تنهایی در می آیی؟&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3 face=Calibri&gt;&lt;FONT size=3 face=Calibri&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Wed, 18 Jan 2012 12:40:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>hichokuch</dc:creator>
<guid>http://hichokuch.blogfa.com/post-114.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بنام الله...</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com/post-113.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; &quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;(قلم-۱)&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; &quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;قلم بردار وبنویس از لطف بی کران حضرت حق...&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; &quot; lang=&quot;FA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;em&gt;يُرِيدُ اللّهُ أَن يُخَفِّفَ عَنكُمْ وَخُلِقَ الإِنسَانُ ضَعِيفًا (نساء-۲۸)&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; &quot; lang=&quot;FA&quot;&gt;فریاد بزن ناتوانی ات را. ضعیف بودن و هیچ بودنت را...&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; &quot; lang=&quot;FA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;em&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class=&quot;apple-converted-space&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span class=&quot;apple-converted-space&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;(هود-۹۰)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/em&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-converted-space&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;استغفار کن به درگاه احدیّت. بازگرد و بگیر دستان پروردگار وَدودَت را...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-converted-space&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-converted-space&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;em&gt;وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (بقره- ۱۸۶)&lt;/em&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-converted-space&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;بخواه. از او بخواه. از او که سمیع است. علیم است و رحیم است و کریم است. چه می خواهی؟ نجوا کن با نزدیکترینت...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-converted-space&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;em&gt;وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (روم-۲۱)&lt;/em&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;حس کن از اعماق وجودت، قدرت لایتناهی حضرت حق را. مودّت و رحمت و آرامشی را که مخلوق دستان اوست ...&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;em&gt;بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ (حمد-۱)&lt;/em&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;شروع کن! با نام او. با مهربان ی و شیرین ی که هدیه درگاه اوست...شروع کن زندگی مشترکتان را...&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;بنام الله&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;strong&gt;پروردگار مودّت و رحمت و آرامش...&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center; unicode-bidi: embed; direction: rtl; &quot; dir=&quot;rtl&quot; class=&quot; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;apple-style-span&quot;&gt;&lt;span style=&quot;line-height: 115%; color: black; &quot; lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;2&quot; face=&quot;tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://inlinethumb38.webshots.com/46501/2248817040105270547S425x425Q85.jpg&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;1&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; color=&quot;#ff0000&quot;&gt;پی نوشت ۱: &lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;بخاطر حقی که &quot;هیچ و کوچ&quot;  بر گردن این وصلت داشت، دوست داشتم برای اولین بار از اینجا خبر را منتشر بکنم! عرض معذرت خدمت دوستان و آشنایانی که شوکه شده اند!&lt;/font&gt;
&lt;hr /&gt;
&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;1&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; color=&quot;#ff0000&quot;&gt;پی نوشت ۲:&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt; التماس دعا در روزهای ماه محرم.&lt;/font&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;

</description>
<pubDate>Mon, 28 Nov 2011 08:58:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>hichokuch</dc:creator>
<guid>http://hichokuch.blogfa.com/post-113.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پاییزِِِ بی کلامِ نصف جهان</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com/post-112.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=absmiddle&gt;&lt;IMG src=&quot;http://inlinethumb37.webshots.com/50020/2668224580105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://inlinethumb22.webshots.com/29333/2129353170105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://inlinethumb44.webshots.com/46955/2771392680105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://inlinethumb61.webshots.com/49468/2318973620105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://inlinethumb06.webshots.com/49541/2373500120105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=absmiddle&gt;&lt;IMG src=&quot;http://inlinethumb48.webshots.com/47343/2300992580105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://inlinethumb41.webshots.com/48616/2475465990105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://inlinethumb08.webshots.com/50247/2997396940105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;HR SIZE=2 width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;FONT style=&quot;COLOR: rgb(255,0,0)&quot; size=1&gt;&lt;STRONG&gt;پی نوشت ۱:&lt;/STRONG&gt; &lt;SPAN style=&quot;COLOR: rgb(0,0,0)&quot;&gt;عکاس- برادر گرامی.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: x-small&quot; class=Apple-style-span&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#ff0000&gt;پی نوشت ۲ (نیمه شب ِ چهارشنبه دوم آذز یکهزار و سیصد و نود): &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;ا ل ح م د ل الله ...&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;FONT class=Apple-style-span size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#ff0000&gt;پی نوشت ۳:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; توجّه توجّه- محکوم می کنیم  یک دستی زدن های بعضی ها را!&lt;/FONT&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#ff0000 size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P align=baseline&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT class=Apple-style-span color=#ff0000&gt;پی نوشت ۴:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; قابل توجه ادمونتونی ها. التماس دعا.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;IMG src=&quot;http://inlinethumb58.webshots.com/25785/2810405790105270547S425x425Q85.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Nov 2011 00:12:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>hichokuch</dc:creator>
<guid>http://hichokuch.blogfa.com/post-112.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>صرفا جهت خودشناسی</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com/post-111.aspx</link>
<description>
دو هفته از سفرم به ایران گذشت. نوشتن در مورد ایران کار مشکلی است. جامعه ایران بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که دو سال پیش حس می کردم. خلاصه اینکه نوشتن در این مورد جسارت می خواهد و اطمینان از بی طرفی در نوشتن. من هم نه جسارتش را دارم و نه اطمینانش را. بخصوص وقتی به تازه گی نفخاتِ نفت رضا امیرخانی را خوانده باشی!&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;این است که تصمیم گرفتم در مورد خودم بنویسم. یعنی از شما بخواهم که در مورد من بنویسید. دوستان و آشنایانِ عزیزِ حقیقی و مجازی! لطفا برایم بنویسید که به نظر شما، حقیر نسبت به دو سال پیش چه تفاوت هایی کرده ام؟ از هر جنبه ای. از همه کس نظر می خواهم. شناس و ناشناس.&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;baseline&quot;&gt;مقایسه کنید علیرضای فرنگ نرفته ی دو سال پیش را با فرنگ رفته ی دو سال بعدش. میدان باز است برای شما. قلم بزنید با دکمه های کیبوردتان...&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.iranpetrotech.com/wp-content/uploads/2011/02/1262795374_icon.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;font class=&quot;Apple-style-span&quot; size=&quot;1&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 12px; &quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;منبع عکس: &lt;/font&gt;&lt;a href=&quot;http://image.google.com/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;Google Image&lt;/font&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;



</description>
<pubDate>Wed, 19 Oct 2011 00:40:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>hichokuch</dc:creator>
<guid>http://hichokuch.blogfa.com/post-111.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خانه...</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com/post-110.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;هر جای دنیا که بروی، حتی بهترین جایش. حتی اگر صد سال آنجا زندگی کنی. حتی اگر غرق در امکانات باشی. حتی اگر از مملکت خودت فراری باشی. حتی اگر درآمد میلیاردی داشته باشی...هیچ و هیچ و هیچ جای دنیا وطن خودت، شهر خودت و خانه خودت نمی شود...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG hspace=0 src=&quot;http://www.cs.umanitoba.ca/~rashwand/Images/Iran/Iran01.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=1&gt;منبع عکس: &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://image.google.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT size=1&gt;Google Image&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر خدا بخواهد، سه شنبه صبح در ایران خواهم بود. مشتاق زیارت همه دوستان و آشنایان هستم. حتی آن هایی که مدت هاست نه خبری از ما می گیرند و نه دلشان برای ما تنگ شده است...سلام...&lt;/P&gt;
&lt;HR width=&quot;100%&quot; SIZE=2&gt;

&lt;P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پی نوشت ۱ (شنبه ۱۶ مهر):&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;FONT size=1&gt;دوستان و همکلاسی های عزیز صنعتی اصفهان، انشاا... چهارشنبه، ۲۰ مهر، میام دانشگاه. اگه تونستید بیاین که دیدارها تازه بشه. می بینمتون.&lt;/FONT&gt;..&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Oct 2011 15:45:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>hichokuch</dc:creator>
<guid>http://hichokuch.blogfa.com/post-110.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مُهرِ پیشانی...</title>
<link>http://hichokuch.blogfa.com/post-109.aspx</link>
<description>
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال پیش. ۳۱ شهریور ۱۳۷۲. ایران. اصفهان. ذوق داشتم و شوق. می خواستم بروم کلاس اول دبستان. که بتوانم بنویسم و بخوانم تا علمَم زیاد بشود... &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال پیش. لباسِ نو. کفشِ نو. کوله پشتیِ نو. کوله پشتی ام حتما باید آبی می بود. به عشق استقلال!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال پیش. ایوان خانه. صبح اول وقت. روزِ اولِ مدرسه. رو به آفتاب. پشت به دیوار. عکاس: مرحوم پدرِ بزرگوارم:&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;right&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://inlinethumb50.webshots.com/46897/2679213190105270547S600x600Q85.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال بعد. ۳۱ شهریور ۱۳۹۰. کانادا. ادمونتون. جلسه دفاع کارشناسی ارشد. ۱۸ سال نوشتم و خواندم که علمَم زیاد بشود. غافل از اینکه انگاری، هرچه بیشتر بنویسی و بخوانی، علمَت کمتر می شود...&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال بعد. کت و شلوارِ سورمه ای. کفشِ مشکی. کوله پشتی...؟ دلت خوش است ها برادر! قبولمان بکنند، گونی هم می گیرم دستم!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال بعد. Meeting Room دانشکده. بعد از اینکه بیچاره ات کرده اند. بعد از Pass شدن در جلسه دفاع. رو به پروژکتور. پشت به پرده. عکاس: منشی دانشکده، Marion:&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img hspace=&quot;0&quot; border=&quot;0&quot; align=&quot;bottom&quot; src=&quot;http://inlinethumb24.webshots.com/47703/2629581760105270547S425x425Q85.jpg&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال پیش. خواستَ &lt;strong&gt;ند&lt;/strong&gt; عکسم را بگیرند. برای ثبت در روزگار.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال بعد. خواستَ &lt;strong&gt;م&lt;/strong&gt; عکسم را بگیرند. برای ثبت در روزگار!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال پیش. شروع کردم با: بابا آب داد. بابا نان داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال بعد. تمام کردم با: اسلاید  Acknowledgments. که ممنونم از فلان کُمپانی، برای اینکه نان  داد. و از فلان موسسه، برای اینکه آب داد.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال پیش. پیشانی ام زخم بود. زمین خورده بودم. یک ماه قبلش. در شیراز.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;۱۸ سال بعد. پروژکتورِ نامرد حرف &lt;strong&gt;&quot;F&quot;&lt;/strong&gt; را می اندازد روی پیشانی ام. درست همان جایی که ۱۸ سال پیش زخم بود…&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;پروژکتور می گوید: آقا علیرضا! بخوان! ۱۸ سال نوشتی و خواندی. حالا بخوان این &lt;strong&gt;&quot;F&quot;&lt;/strong&gt;  را!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;نویسنده می گوید: نمی توانم بخوانم.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;پروژکتور می گوید: بخوان! بخوان مهر پیشانی ات را!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;نویسنده می گوید: نمی توانم! نمی توانم!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;پروژکتور می گوید: نکند انتظار داری بگویم اِقرَ‌أْ؟! اِقرَ‌أْ بِاسْمِ رَ‌بِّكَ...؟! هان؟ توهم پیغمبری گرفته ای؟ لا جَو گیرٌ يا أخي!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;نویسنده می گوید: خیلی بی معرفتی!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;پروژکتور می گوید: هاهاهاها...!&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;نویسنده اعتراف می کند: ۱۸ سال نوشتم و خواندم. اما نفهمیدم که بابا آب نمی دهد. بابا نان هم نمی دهد. آن که آبت می دهد، آن که نانت می دهد، آن که عزت می دهد، آن که نعمت می دهد، آن که راهت می دهد، آن که نامت می دهد...هستی ا َت ، اسم َت ، تن َت ، روح َت...همه از فضل اوست...اوست که آب می دهد. اوست که نان می دهد...&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;نویسنده می خواند مهر حک شده بر پیشانی اش را. نویسنده می خواند. با نهایت شرمساری و با تمام وجود...نویسنده می خواند: &lt;strong&gt;&quot;Feeble&quot;&lt;/strong&gt;...&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;/p&gt;&lt;o&lt;object width=&quot;420&quot; height=&quot;315&quot;&gt;&lt;param name=&quot;movie&quot; value=&quot;http://www.youtube.com/v/w363BJuioao?version=3&amp;hl=en_US&quot;&gt;&lt;/param&gt;&lt;param name=&quot;allowFullScreen&quot; value=&quot;true&quot;&gt;&lt;/param&gt;&lt;param name=&quot;allowscriptaccess&quot; value=&quot;always&quot;&gt;&lt;/param&gt;&lt;embed width=&quot;420&quot; height=&quot;315&quot; allowscriptaccess=&quot;always&quot; allowfullscreen=&quot;true&quot; src=&quot;http://www.youtube.com/v/w363BJuioao?version=3&amp;hl=en_US&quot; type=&quot;application/x-shockwave-flash&quot;&gt;&lt;/embed&gt; 
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;
&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;hr /&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;
&lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;ل&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;1&quot; color=&quot;#ff0000&quot;&gt;غت نامه:&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt; 
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;Acknowledgments: &lt;span lang=&quot;fa&quot; class=&quot;short_text&quot; id=&quot;result_box&quot;&gt;&lt;span&gt;تشکر و قدردانی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;Feeble: ناتوان، عاجز، ضعیف&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;Meeting Room:&lt;span lang=&quot;fa&quot; class=&quot;short_text&quot; id=&quot;result_box&quot;&gt;&lt;span&gt; اتاق جلسه&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;1&quot;&gt;Pass: قبول شدن&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/o&lt;object&gt;





</description>
<pubDate>Fri, 23 Sep 2011 11:08:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>hichokuch</dc:creator>
<guid>http://hichokuch.blogfa.com/post-109.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

